
از مدیریت تا بن ...
03-01-2010 در ساعت 21:59 توسط MaMaSaN
سلام به همه ی دوستان گل PGF !
شاید بزرگترین دغدغم قبل از اینکه بن شدنم تموم شه این بود که بعد از اتمام بن چجوری بیام تو سایت با این همه لطفی !! که دوستان در حق ما انجام دادن ! اما تصمیم گرفتم که بیام و یه بلاگ بزنم !
قبل از بن شدنم یه کنفرانس تو یاهوو بین مدیرای عزیز PGF در مورد من برگزارش شد و این طور که من برداشت کردم همه با موندن من تو تیم مدیریت ( اسم کسی رو نمیبرم ) مخالف بودن و یه جورایی بهانه تراشیه الکی میکردن که به زور هم که شده ما استئفا بدیم ! من استعفای خودم رو از تیم مدیریت قبل از بن اعلام کرده بودم و به میثم جان هم یه پ.خ دادم که اگر قراره من اذل بشم باید یه دلیل قانع کننده برام وجود داشته باشه و نه به خاطر جواب ندادن به پست یه کاربر ... ( اخه ادم چی بگه ! ) که اومده بود فقط سایت رو خراب کنه و به نظرم یوزر دوم یه بنده خدایی هم بود به مدیر بخواد عذل بشه !
من یه پ.خ تو همین مایه ها به میثم جان دادم و خوب خوشبختانه ایشون هم همه ی تصمیمات لازم رو در مورد من بدبخت و بقیه ی کاربرا انجام دادن ! از جواب ندادن به یه پست شر و ور تا بی جنبه بودن یه کاربر به خاطر یه شوخی که میره تو پروف همه ی مدیرا اعتراض میکنه ! همه و همه باعث شد چهار روز ما بیخودی بن بشیم !
====================
حالا همه ی اینها به کنار !
قصدم از زدن بلاگ چی بود ؟
راستش قبل از اینکه تو یاهوو با مجتبی صحبت کنم تصمیم گرفته بودم که بعد از بن رسمآ استعفا بدم و همه رو از دسته خودم راحت کنم ! اما خوب طی صحبتهایی که با مجتبی عزیز داشتم تصمیم گرفتم بمونم و ملکه ی عذاب مدیرا بازم تو تیم مدیریت باشه !
( این چیزی که مینویسم تهدید نیست ! یه وقت اشتباه برداشت نشه ! )
راستش حمید رضا ( پسر خاله ی عزیزم ! ) وقتی بهش گفتم تصمیم دارم استعفا بدم خیلی ناراحت شد و گفت پس اگر تو بری منم نمیمونم ! اما خوب پیش خودم فکر کردم و دیدم اگر حمید رضا نباشه ( البته قصدم منت گذاشتن نیست ) خوب سایت یه جورایی تو زمینه ی اخبار زمین میخوره و کسی نیست که خبر ترجمه کنه و بزاره ! و سایت رو نمیشه همینجوری رها کرد ! ( از خودم هم هیچی نمیگم که فکر نکنید قصد دارم از خودم تعریف کنم ! )
و اما...
حالا که به سایت برگشتم یه روحیه ی دوباره تو وجودم پدیدار شده و ممسن سابق دیگه این ممسن نیست !
شاید اگر میثم یه همچین جمله ی تو تاپیک نمینوشت هیچوقت یه همچین روحیه ای تو وجودم پدیدار نمیشد !
خیلی چاکریم داش میثم.
من تنها با خوندن این جمله فهمیدم که هنوز هم کسی هست که تو سایت پشته من باشه و همه ما رو رها نکردن ! ( یه وقت نگین طرف با این جمله خر کیف شده !
)
شاید هنوز هم مخالفانی در زمینه ی مدیریت من تو سایت باشه ( تو کادر مدیریتی نیست ) اما از همینجا میخوام بهش بگم که این شخص دیگه اون مدیر قبل از بن نیست و ... دیگه ادامه ندیم بهتره ! )
خوب دیگه حرفی برای گفتن ندارم ! و برای همه ارزوی سلامتی میکنم ! به امید روزهایی با کاربر فعال زیاد برای سایت ! حرفهای زیادی نوشته بودم و میخواستم اینجا هم تایپشون کنم اما خوب دیدم اگه بنویسم واویلا میشه !
و در اخر هم میخوام از همه ی کادر مدیریتی سایت بابت تصمیمات تشکر کنم.
ممنون. موفق باشید.
شاید بزرگترین دغدغم قبل از اینکه بن شدنم تموم شه این بود که بعد از اتمام بن چجوری بیام تو سایت با این همه لطفی !! که دوستان در حق ما انجام دادن ! اما تصمیم گرفتم که بیام و یه بلاگ بزنم !
قبل از بن شدنم یه کنفرانس تو یاهوو بین مدیرای عزیز PGF در مورد من برگزارش شد و این طور که من برداشت کردم همه با موندن من تو تیم مدیریت ( اسم کسی رو نمیبرم ) مخالف بودن و یه جورایی بهانه تراشیه الکی میکردن که به زور هم که شده ما استئفا بدیم ! من استعفای خودم رو از تیم مدیریت قبل از بن اعلام کرده بودم و به میثم جان هم یه پ.خ دادم که اگر قراره من اذل بشم باید یه دلیل قانع کننده برام وجود داشته باشه و نه به خاطر جواب ندادن به پست یه کاربر ... ( اخه ادم چی بگه ! ) که اومده بود فقط سایت رو خراب کنه و به نظرم یوزر دوم یه بنده خدایی هم بود به مدیر بخواد عذل بشه !
من یه پ.خ تو همین مایه ها به میثم جان دادم و خوب خوشبختانه ایشون هم همه ی تصمیمات لازم رو در مورد من بدبخت و بقیه ی کاربرا انجام دادن ! از جواب ندادن به یه پست شر و ور تا بی جنبه بودن یه کاربر به خاطر یه شوخی که میره تو پروف همه ی مدیرا اعتراض میکنه ! همه و همه باعث شد چهار روز ما بیخودی بن بشیم !
====================
حالا همه ی اینها به کنار !
قصدم از زدن بلاگ چی بود ؟
راستش قبل از اینکه تو یاهوو با مجتبی صحبت کنم تصمیم گرفته بودم که بعد از بن رسمآ استعفا بدم و همه رو از دسته خودم راحت کنم ! اما خوب طی صحبتهایی که با مجتبی عزیز داشتم تصمیم گرفتم بمونم و ملکه ی عذاب مدیرا بازم تو تیم مدیریت باشه !
( این چیزی که مینویسم تهدید نیست ! یه وقت اشتباه برداشت نشه ! )
راستش حمید رضا ( پسر خاله ی عزیزم ! ) وقتی بهش گفتم تصمیم دارم استعفا بدم خیلی ناراحت شد و گفت پس اگر تو بری منم نمیمونم ! اما خوب پیش خودم فکر کردم و دیدم اگر حمید رضا نباشه ( البته قصدم منت گذاشتن نیست ) خوب سایت یه جورایی تو زمینه ی اخبار زمین میخوره و کسی نیست که خبر ترجمه کنه و بزاره ! و سایت رو نمیشه همینجوری رها کرد ! ( از خودم هم هیچی نمیگم که فکر نکنید قصد دارم از خودم تعریف کنم ! )
و اما...
حالا که به سایت برگشتم یه روحیه ی دوباره تو وجودم پدیدار شده و ممسن سابق دیگه این ممسن نیست !
نقل قول:
ایشون جای جدایی دارن پیش ما .. اما برای رعایت عدالت با ایشون هم برخورد میشه
من تنها با خوندن این جمله فهمیدم که هنوز هم کسی هست که تو سایت پشته من باشه و همه ما رو رها نکردن ! ( یه وقت نگین طرف با این جمله خر کیف شده !
شاید هنوز هم مخالفانی در زمینه ی مدیریت من تو سایت باشه ( تو کادر مدیریتی نیست ) اما از همینجا میخوام بهش بگم که این شخص دیگه اون مدیر قبل از بن نیست و ... دیگه ادامه ندیم بهتره ! )
خوب دیگه حرفی برای گفتن ندارم ! و برای همه ارزوی سلامتی میکنم ! به امید روزهایی با کاربر فعال زیاد برای سایت ! حرفهای زیادی نوشته بودم و میخواستم اینجا هم تایپشون کنم اما خوب دیدم اگه بنویسم واویلا میشه !
و در اخر هم میخوام از همه ی کادر مدیریتی سایت بابت تصمیمات تشکر کنم.
ممنون. موفق باشید.
مجموع دیدگاه ها 13
دیدگاه ها
-
03-01-2010 در ساعت 22:18 توسط R.P.G
-
خوب خوب شد
حرف های دلت رو زدی و دیگه بحثی نموند
البته من تو اون جلسه یاهو نبودم که ظاهرا با صدا هم بود و بازم ظاهرا صدات کم میومده نتونستی خوب از خودت دفاع کنی (طبق اون چیزی که من شنیدم )
انشاالله که بحث دیگه همینجا تموم بشه و دیگه ادامه پیدا نکنه و خوشحالم که به فعالیتت تو سایت ادامه میدی
اینها به کنار
----------------
از همینجا میخوام بگم که انشاالله دیگه جر و بحث نکنند کاربران عزیز مخصوصا با تیم مدیریت چون آخرش 100 در 100 به اخراج از سایت کشیده میشه!! (یه تهدید نبود و فقط نصیحت بود!)
به قول این شعاری که جدیدا پیچیده همه جا!
یه اینطور چیزی بود فکر کنم
(شاید روزی سایت بزرگی شد)
از ا03-01-2010 در ساعت 22:52 توسط Meysam
-
اصلآ من Voice نداشتم که بخواد صدام خوب بیاد !نقل قول:البته من تو اون جلسه یاهو نبودم که ظاهرا با صدا هم بود و بازم ظاهرا صدات کم میومده نتونستی خوب از خودت دفاع کنی (طبق اون چیزی که من شنیدم )
همش تایپ میکردم بقیه با Voice بودن !
فقط یه خاطره لطفیه که در حقم کردی عزیز.نقل قول:انشاالله که بحث دیگه همینجا تموم بشه و دیگه ادامه پیدا نکنه و خوشحالم که به فعالیتت تو سایت ادامه مید
به این شعار اعتقاد دارم... حتمآ اتفاق میوفته.
نقل قول:(شاید روزی سایت بزرگی شد)03-01-2010 در ساعت 22:58 توسط MaMaSaN
-
03-01-2010 در ساعت 23:07 توسط Meysam
-
خب ما هم امیدواریم سایت بزرگی بشه ... فعلا که دنبال تی شرتیم
مگه نه میثم جان ؟ 
محمدحسین جان تبریک میگم، نمیدونم شما از کجا فهمیدی که تصمیمات برای عزل شما بوده اما در هر صورت ممنون میشم به ما بگی !!؟
اینشالله که وبلاگت رو هم ادامه بدی، واقعا جای خوبیه برای این جور صحبت ها ، هر وقت هم چیزی نداشتی بنویسی بگو دوباره بن کنیم که بعدش یه چیزی برای نوشتن باشه
( شوخی میکنم وگرنه با این جمله :
ما که دیگه جرئت نمیکنیمنقل قول:ایشون جای جدایی دارن پیش ما
)
خلاصه چند روزه دیگه مجله هم عرضه میشم و مشغول کارهای تبلیغاتی هستن دوستان از حالا ( باتشکر از احمد به خاطر وقتی که برای صفحه آرایی صرف کرده )
آخرش هم بازم آزروی موفقیت دارم و امیدوارم به دل نگرفته باشی
03-02-2010 در ساعت 00:01 توسط Ahmad
-
دیگه احمد جان خبرا زود میرسه !نقل قول:نمیدونم شما از کجا فهمیدی که تصمیمات برای عزل شما بوده اما در هر صورت ممنون میشم به ما بگی !!؟
باشه !نقل قول:هر وقت هم چیزی نداشتی بنویسی بگو دوباره بن کنیم که بعدش یه چیزی برای نوشتن باشه
میگم میخوای تا بعد عید بن کنی و بعد با خاطرات عید همرو با هم بنویسم ؟ 
03-02-2010 در ساعت 12:12 توسط MaMaSaN
-
نقل قول:اذل

Google Traslate مشتریشو از دس میدهنقل قول:راستش حمید رضا ( پسر خاله ی عزیزم ! ) وقتی بهش گفتم تصمیم دارم استعفا بدم خیلی ناراحت شد و گفت پس اگر تو بری منم نمیمونم ! اما خوب پیش خودم فکر کردم و دیدم اگر حمید رضا نباشه ( البته قصدم منت گذاشتن نیست ) خوب سایت یه جورایی تو زمینه ی اخبار زمین میخوره و کسی نیست که خبر ترجمه کنه و بزاره ! و سایت رو نمیشه همینجوری رها کرد ! ( از خودم هم هیچی نمیگم که فکر نکنید قصد دارم از خودم تعریف کنم ! )

میگیمنقل قول:( یه وقت نگین طرف با این جمله خر کیف شده ! )
ریئس کنفرانس : >نقل قول:البته من تو اون جلسه یاهو نبودم که ظاهرا با صدا هم بود و بازم ظاهرا صدات کم میومده نتونستی خوب از خودت دفاع کنی (طبق اون چیزی که من شنیدم )03-02-2010 در ساعت 19:45 توسط Ali
-
03-02-2010 در ساعت 19:49 توسط MaMaSaN
-
03-02-2010 در ساعت 23:02 توسط Meysam
-
03-03-2010 در ساعت 17:12 توسط Ali
-
03-03-2010 در ساعت 17:13 توسط Ali
-
03-03-2010 در ساعت 23:02 توسط Meysam
-
03-04-2010 در ساعت 11:14 توسط Mohammad






