لطفا قبل از هرگونه کار و یا اظهار نظر به [لینک برای اعضا قابل مشاهده است] نگاه کنید.
خب حالا که تا حدودی Project Natal را شناختید نظر بدهید.
این است پروژه ناتال :
آقای پیتر مولینکس که یکی از قدیمی ترین های صنعت بازی است و آثاری همچون Balck & White و Fable را در کارنامه خود دارد، در طی چندین هفته قبل از برگزاری نمایشگاه E3 2009 اعلام کرده بود که در حال کار بر روی یک عنوان سری و در عین حال بسیار هیجان انگیز است. همه شایعاتی را در اینترنت و حتی مجلات منتشر کردند که ممکن است آقای مولینکس پس از بازی موفق Fable 2 نسخه بعدی این بازی را معرفی کند اما آقای مولینکس نه تنها این کار را نکرد، بلکه با خود یک انقلاب را در سبک بازیها بوجود آورد! آقای مولینکس در اولین روز نمایشگاه E3 و در کنفرانس مایکروسافت؛ در طی ادای این کلمات Project Natal را معرفی کرد:
"سلام، راستش من میخواهم رو راست باشم و می گویم که من می خواهم به شما یک انقلاب را نشان بدهم. در واقع می خواهم چیزی را بگویم که برای لغت Interact است. الآن برای 20 یا 30 سال است که مردم می گویند ما بازی هایی را انجام می دهیم که Interact هستند {تاثیر متقابل دارند} اما من فکر نمی کنم اینطور باشد چون که آن چیزهایی که در دست می گیرم و دکمه دارند {منظور دسته ها} یک مشکل بزرگ برای ارتباط و Interact بودن هستند. چون چیزی که ما می خواهیم بسازیم، ارتباط با این دنیا است! و این چیزی است که من به آن اعتقاد دارم و آن را انجام داده ام. و در واقع این کاری است که این شرکت انجام داده است. در هر حال ما چند وقتی است که در حال امتحان کردن و کار با آن هستیم و یک فیلم برای شما تهیه کردیم که بد نیست یک نگاهی به آن بندازید."
فیلم شروع می شود و پیتر مولینکس نشان داده می شود که توضیح می دهد: " انیمیشن سازها، فیلم سازها و هرکس دیگری حتی نمی توانند تصور کنند که ما امروز چه کاری انجام داده ایم! می خواهم شما را با پسری به نام Milo آشنا کنم. او یک کاراکتر در بازی است. او می تواند شما را همراه با صورت، صدا و حرکاتتان تشخیص بدهد. این هم Claire است و می خواهد شما را با این تکنولوژی آشنا کند."
سپس یک د ختر به نام Claire به جلوی تلویزیون می آید و به پسری که در داخل تلویزیون و در اصل در داخل بازی است و نامش Milo است حرف می زند :
- کلیر : سلام مایلو. چطوری ؟
{مایلو در حال تاب سواری- ناگهان تاب را رها می کند و به جلو می آید}
- مایلو : سلام کیلر. خوبی ؟
- کلیر : راستش کمی عصبی هستم
{مایلو با نگاهی تمسخر آمیز}
- مایلو : تو ؟ عصبی ؟ باور نمی کنم
-- صحبت های مولینکس دوباره شروع می شود:
"اینجاست که ما تشخیص حرکات را می بینیم. اول حرکات شما توسط دستگاه تشخیص داده می شود و سپس مایلو با دیدن صورت شما، صورت خود را به وضعیت مورد نظر تغییر می دهد و صورتش تغییر می کند. تمام این ها در بازی وجود خواهند داشت."
- کلیر : خب؛ گوش کن. می خوام اجازه بدی که دوباره تو فوتبال ببرمت! البته اگه درساتو خوندی.
{قیافه مایلو تغییر می کند و کمی اخم می کند و از دوربین فاصله می گیرد}
پیتر مولینکس : "همانطور که می بینید کلیر، مایلو را می شناسد و می داند که مایلو از بابت چه چیزی نگران است. سرش را به پایین می انداخت، اخم می کرد و این نشان می دهد که مایلو یک شخصیت است. یک کاراکتر است."
{سپس مایلو و کلیر با هم صحبت می کنند و مایلو به کنار یک دریاچه می رود و در حالیکه روی چوب ایستاده است}
- مایلو : دیدی؟ من همه چیزی رو که لازم داریم رو اینجا دارم
- کلیر : خب پس شروع کن
- مایلو : اول بیا این عینک را بگیر
{در حالی که عینک را پرتاب می کند و کلیر خم می شود تا عینک را بگیرد}
- کلیر : عینک ؟
{مایلو در حالی که با دست خود نحوه گذاشتن روی سر را نشان می دهد}
- مایلو : آره؛ این شکلی بزار رو سرت
پیتر مولینکس : "مایلو یک عینک به سمت کلیر پرتاب کرد و کلیر نقش بازی نمی کرد چون خم شد. او احساس کرد که باید خم شود تا عینک را بردارد. حالا هرکس به جای کلیر باشد خم خواهد شد و عینک را برخواهد داشت. برای این است که آن دو خیلی به هم ارتباط دارند."
{کلیر در حالی که راه می رود}
- کلیر : خب؛ حالا چیکار کنم؟
- مایلو : برو لبه وایسا
{حالا صفحه بالا می آید و مانند این است که کلیر سرش را روی آب گرفته است و عکس کلیر در تلویزیون و در واقع روی آب نقش می بندد}
- مایلو : به آب دست بزن؛ خیلی سرد نیست
---- حضار شروع به دست زدن و سوت کشیدن می کنند -----
- مایلو : حتی می تونی به ماهی ها هم دست بزنی
پیتر مولینکس : "این کلیر است که شما می بینید و در دنیای مایلو قرار دارد و جزئی از آن است. هر حرکت دست تشخیص داده می شود. هرکس که این را تجربه کند تسلیم خواهد شد."
- کلیر : تو نقاشیت خوبه نه ؟
- مایلو : توی کشیدن ماهی؛ آره اما وسایلشو ندارم
- کلیر : خب من دارم الآن یکی می کشم. یه بدن، یه بال، یک دم بزرگ یه صورت خندون. ایناهاش؛
{کلیر دست خودش را جلوی دستگاه می گیرد}
- کلیر : نظرت چیه؟
{مایلو یک کاغذ را از بالای صفحه می گیرد و نگاه می کند}
- مایلو : خیلی قشنگه
پیتر مولینکس : "ببینم چه شد؟ کلیر یک نقاشی روی کاغذ کشید، کاغذ را جلوی ناتال گرفت، ناتال هم کاغذ را تشخیص داد، آن را اسکن کرد و بصورت یک کاغذ در بازی نمایش داده شد. مایلو هم کاغذ را تشخصی داد و شکل و رنگ نقاشی را نگاه کرد و با توجه به آن پاسخ داد. این تکنولوژی واقعی است و این امروز کار می کند."
تریلر به پایان می رسد و جمعیت پیتر مولینکس را تشویق می کنند. وی اضافه می کند : "این رویای تمام سال های کار من بوده است. این تجربه ای است که شما حس می کند و شما را می فهمد. شما شاید باور نکنید که این تریلر پخش شده راست باشد اما ما یک دلیل خوب داریم! ما این تکنولوژی را پشت درب های بسته به معدودی نشان خواهیم داد و آن ها به شما می گویند که این راست است یا نه!"
واقعا خودم هم نمی دانم این راست است یا نه اما گفته های سایت IGN که یکی از تست کننده های این تکنولوژی بوده است، بیانات آقای مولینکس را تایید می کند.
---
برای آشنایی بیشتر لطفا [لینک برای اعضا قابل مشاهده است] را هم مشاهده کنید.
Project Natal که یک دستگاه دوربین مانند است، جدیدترین تکنولوژی مایکروسافت در زمینه بازی است. این دوربین قادر است که تمام حرکات شما را تشخیص بدهد و عینا آن را به دستگاه منتقل کند و در واقع این یک دستگاه است که شما را به کنترلر تبدیل می کند.
این دستگاه قابلیت تشخیص بدن، صورت، صدا و تمام حرکت های بدن انسان را داراست و به شما حسی می بخشد که تا به حال تجربه نکرده اید. نام این دستگاه که به صورت Project Natal است در واقع یک اسم رمز است و اسم واقعی آن فاش نشده است. متاسفانه تعدادی از افراد که نه چشم دیدن این تکنولوژی را دارند و نه آگاهی لازم در این باره را دارند این تکنولوژی را با PS Eye مقایسه می کنند که واقعا درست نیست و ناتال از سیستم Full Body Motion Sense استفاده می کند!
لطفا تریلر ها را ببینید و منتظر اطلاعات بعدی باشید.